خرید بک لینک

نویسنده: کاوه - چهارشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۳

یه چیزی که تازگیا خیلی خیلی روی اعصابمه، این عادی شدن و حتی افتخار کردن به مصرف انواع مواد مخدر و محرکه! مثلا طرف با دوستاش عکس می ذاره و خیلی راحت زیرش می نویسه چقدر نشئه بودیم! یا حتی عکس از مواد مربوطه میذاره با این عنوان که i love it when i get high!!!!

اوکی. هر کاری میخوای بکنی بکن. اصن هر آشغالی که مصرف می کنی به هیچ کس مربوط نیس، اما واقعا این چیزیه که بشه بهش افتخار کرد؟ علف کشیدن و چت مغز بودن، اونم به صورت دائمی، خیلی جذابه آیا؟

اعتیاد قشنگه؟!

بعد مثلا می بینی تو بعضی این آهنگای رپ، تند تند اسم هزار جور مواد مختلف رو پشت سر هم ردیف می کنن و خیلی راحت و بی پرده میگن آره ما خفنیم! ما از اوناشیم که فازمون هر روز آیس و ک.وکایینه!

خب چرا آخه؟!

بدبختی اینه که مخاطب خیلی از این آهنگا بچه های دوازده سیزده ساله ن و خب فک کنین که تو اون سن، این چیزا چقدر میتونه جذاب باشه برای آدم!

مسئله ی دیگه ای که شخصا باهاش درگیرم، داداشه س! تو جمع دوستاش من رسما این شکلیم :|

خودش که گفته میخواد بچه ی خوبی باشه! مثلا یک ماهه تو ریکاوریه علف نکشیده! دیگه حالا خدا داند!!!

بعد این بطری بازی با دوستاش تلخ ترین و شرم آور ترین خاطره ی عمرم شد رسما! اصن میخوام اون شب رو به طور کامل از خاطرم محو کنم :))

خداییش خیلی اینا پیشرفته و خفنن! از اون شب بطری بازی چشم و گوشم ناجور باز شده.

چی بگم والا!!! زمان ما انقدر امکانات نبود.

برچسب: نویسنده: آبتین شریفی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی